درمان هرزه خواري

1- درمان ترکیبی از آموزش و روش های رفتاری است . 2- ارزیابی رابطه مادر با کودک 3- ملاحظات رفتاری : نظیر چکاندن چند قطره آب لیمو با قطره چکانبه دهان کودک پس از بروز نشخوار ) سریع ترین راه ظرف 3 تا 5 روز قطع می شود .( 4- روش عدم توجه به کودک 5- پس از بررسی فتق ....داروهای : تتوکلوپرامید - سایمتیدین - داروهای ضد جنون : هالوپریدول تیوریدازین

12گام برای درمان اختلال در خواندن:ديسلكسي

اختلال خواندن: درمان این اختلال ها دارای 12 گام و به شرح زیر است. گام اول - انگیزه درمانگر:اولین گامعشق درمانگر به انسان هاست. اگر درمانگر به درجه ای از انسان دوستی رسیده باشد که موفقیت مراجعه کننده را نوعی تکامل و ارتقای روحی برای خودش بداند، از پشتوانهبزرگی برای موفقیت برخوردار است. گام دوم - داشتن ارتباط خوب:درمانگر باید با ایجاد رابطه بسیار خوب و با استقبالی گرم، پذیرای فرد دارای اختلال خواندن باشد. جملاتی که درمانگر هنگام ملاقات با آنان می گوید، حالت چهره و اندام،لحن و تن صدا و... می تواند اضطراب های آنان را کاهش دهد. گام سوم - گوش کردن فعال:درمانگر پس از برقراری ارتباط خوبباید از آنان بخواهد علت مراجعه را بیان کنند. وقتی آنان شروع به صحبت می کنند، به خوبی به آنها گوش دهد. گوش دادن فعال فقط با گوش صورت نمی گیرد بلکه با تمامی بدن صورت می گیرد. گوش کردن خوب، شنیدن درست و کامل همان مطلبی است که گویندهدر نظر دارد. گام چهارم - پرسشنامه والدین و مدرسه:در این مرحله لازم است اطلاعات ضروری را از مراجعه کننده و سیستم خانوادگی او به دست آوریم. پس از تکمیل پرسشنامه والدین، به خاطر کسب اطلاعات از اوضاع و اصول مراجعه کننده در مدرسه، لازم است پرسشنامه مناسبی برای معلم دانش آموز ارسال کنیم. گام پنجم - هوشبهر:پس از کسب اطلاعات لازم از طریق پرسشنامه باید مطمئن شد کودک عقب ماندگی ذهنی ندارد. برای کسب این اطمینان می توان از آزمون های هوشی استاندارد شده استفاده کرد. گام ششم - انجام کار گروهی:بهتر است درمان مشکلات یادگیری در مراکز راهنمایی و مشاوره متشکل ازگروهی از تخصص های مختلف صورت گیرد. در این گروه باید روانپزشک، متخصص مغز و اعصاب، متخصص روانسنج، گفتاردرمانگر، شنوایی سنج، بینایی سنج، مشاور روانشناس بالینی، مددکار اجتماعی، روانشناس تربیتی و متخصص درمان اختلالات یادگیری حضور داشته باشندو برنامه درمانی با تأیید همه اعضای گروه طراحی شود. گام هفتم - مصاحبه با درمانجو:درمانگر باید سعی داشته باشد با درمانجو رابطه حسنه ای برقرار کند. غالب درمانجویان مختل در یادگیری، ممکن است خودپنداره ضعیفی داشتهباشند، یعنی مشکل یادگیری آنان واظهارنظر های نامناسب اطرافیان، عزت نفس شان را کاهش داده باشد یا از برچسب خوردن هراس داشته باشند به همین دلیل درمانگرپس از سلام و احوالپرسی صمیمانه و برقراری ارتباط باید سعی کند محاسن و نقاط قدرت و توانمندی های درمانجو را بیان کند. گام هشتم - تعیین متن برای آزمون و سنجش خواندن:برای ارزیابی و سنجش میزان توانایی خواندن و در نتیجه میزان مشکل یادگیری در خواندن باید دو متن از کتاب فارسی دانش آموزان تهیه شود. انتخاب متن به میزان درس های تدریس شده در پایه ای که دانش آموز تحصیل می کند بستگی دارد. گام نهم - سنجش و تشخیص:در این مرحله، درمانگر برای تشخیص وطراحی درمان به میزان و معیاری نیاز دارد که چگونگی و کمیت مشکل دانش آموز را مشخص کند. در واقع این بخش دقیق ترین بخش مربوط به کار درمان است، زیرا طراحی برنامه درمان با عنایت به این تشخیص گذاری صورت می گیرد. گام دهم - طراحی برنامه درمان:با تشخیص علل اختلال گام بسیار مهمی برای درمان برداشته شده است. پس از مشخص کردن نوع و میزان مشکلات تعدادی از افراد دارای مشکلات خواندن مشخص می شود که آنان یکدست نیستند و برای هر کدام باید برنامه درمانی ویژه ای تدارک دید. گام یازدهم - تهیه امکانات برای درمان:در این مرحله ابزار و شرایط لازم برای درمان فراهم می شود. وسایل درمان باید بسیار ساده، ابتدایی و قابل دسترس باشد تا کودک در خانه نیز بتواند از آنها استفاده کند. گام دوازدهم - ارائه اطلاعات به والدین و کتاب درمانی:پس از طرح برنامه درمانی لازم است وضعیت دانش آموز و مشکلات آموزشی که دارد به اطلاع والدینش برسد. از کتاب درمانی نیز می توان برای دانش آموزان و درمانجویان استفاده کرد. پس از پیمودن دوازده گام، نوع مشکلات دانش آموزان در خواندن مشخص می شود و درمانگر دیدگاه روشنی برای درمان به دست می آورد. در پایان می توان گفت اگر نظام عصبی در طول زندگی کودک مراحل رشد طبیعی خود را طی کند کودک دچار مشکل یادگیری نخواهد بود و چنانچه کودکان مراحل رشد و تشکل عصبی را که بر اثر تعامل بین فرد و جهان خارج است به خوبی طی کنند، در یادگیری دچار مشکل نخواهند شد.

درمان ديسلكسي

●درمان پزشکی درواقع دیسلکسی درمان ندارد. کودک خوانش پریش در مدرسه، کودن خطاب می شود، از دوستانش فاصله می گیرد، از زندگی ناامید می شود و به همین علت است که بیشتر دانش آموزان مبتلا به دیسلکسی در اروپا دست به خودکشی می زنند، در صورتی که کودک مبتلا به دیسلکسی هیچ گونه مشکل جسمی و روانی ندارد. ابتدا باید این مسایل را حل کرد سپس با استفاده از برنامه ای ویژهو زیرنظر متخصصان براساس توانایی و مشکلات کودک، آموزش خواندن و نوشتن را آغاز کرد.فراموش نکنید ۵ تا ۱۰ درصد کودکان دبستانی دیسلک

روانشناسي و مشاوره .ترس ها در سنين مختلف

ترس ها و نگرانی ها در سنین مختلف سن عامل ترس یا نگرانی 0 تا 6 ماهگی صدای بلند عدم حمایت محرک های حسی شدید 6 تا 9 ماهگی غریبه ها محرک های جدید ) برای مثال ، ماسک ها ( بلندی محرکهای ناگهانی ) برای مثال صدای ناگهانی یا نور ناگهانی ( 1 سالگی جدا شدن از مراقبان غریبه ها توالت 2 سالگی محرک های شنیداری ) برای مثال ، صدای قطار یا صدای رعد ( موجودات خیالی تاریکی جدا شدن از مراقبان 3 سالگی محرک های دیداری ) برای مثال ماسک ها ( حیوانات تاریکی تنهایی جدا شدن از مراقبان 4 سالگی محرکهای شنیداری ) برای مثال ، روشن شدن موتور ، آژیر یا سر و صدا ( تاریکی حیوانات بیرون رفتن والدین از خانه در شب موجودات خیالی دزدها محرک های دیداری 5 سالگی محرک های ملموس ) برای مثال ، مصدومیت ، افتادن ، سگ ( آدم های » بد « جدا شدن از مراقبان موجودات خیالی حیوانات آسیب دیدن خود یا دیگران سن عامل ترس یا نگرانی 6 سالگی محرک های شنیداری ) برای مثال ، صدای آدم های عصبانی ، صدای رعد ( موجودات خیالی دزدها تنها خوابیدن صدمه دیدن خود یا دیگران بلایای طبیعی ) برای مثال ، آتش سوزی یا سیل ( حیوانات مردن خود یا دیگران تنها ماندن 7 تا 8 سالگی موجودات خیالی صدمه دیدن خود یا دیگران تماشای صحنه های غیر منتظره و نامعمول در رسانه ها ) مثل تماشا کردن بمباران یا بچه دزدی ( شکست خوردن و انتقاد اعمال پزشکی و دندان پزشکی مردن خود یا دیگران رویاها یا فیلم های ترسناک حیوانات 9 تا 12 سالگی شکست و انتقاد ) مثلاً ارزیابی شدن درمدرسه ( طرد شدن قلدری یا حرف های رکیک همسالان بچه دزدی مردن خود یا دیگران صدمه دیدن خود یا دیگران بیماری منزوی شدن شکست خیط کردن یا تحقیر شدن صدمه دیدن یا بیماری های جدی بلایای طبیعی یا انسانی ) مثلاً نگرانی های اقتصادی و سیاسی ( مرگ و خطر توجه : داده ها از گالونی ) 1999 ( ، میلر ) 1983 ( و موریس ، مرکلباخ ، گاده و مولارت ) 2000 ( گرفته شده اند .

روانشناسي ومشاوره .روشهاي برطرف كردن ترس از كودكان

کمک به کودکان برای مقابله با ترسهایشان به ترس آنها نخندید: مسخره کردن پاسخ معمول بزرگترها است که به ترس بچه ها می دهند. اما خندیدن به ترس بچه ها، ترس آنهارا کاهش نمی دهد و فقط اطمینانخاطر او را از بین می برد. جملاتی مانند »مثل بچه های نازک نارنجی نباش که از تاریکی می ترسند« فقط بچه ها را شرمنده می کند و آنها را در مورد احساس شان به شک می اندازد. بچه ها )و حتی بزرگسالان( وقتی احساس می کنند مورد تمسخر قرار می گیرند به زودی سهیم کردن دیگران در احساسات و تجربیات ناخوشایندشان راکنار می گذارند. ▪ ترس را نادیده نگیرید: با گفتن این حرف به فرزندتان که »این چیزهابه تو صدمه نمی زنند« این احساس را در او به وجود می آورید کهاو خودش به تنهایی باید با ترسش روبه رو شود. بچه ها ممکن است ترس را در خود خفه کنندو برای مواجهه با آن با خود به نتیجه نرسند، مگر اینکه درباره آن صحبت کنند. به بچه تان اطمینان خاطری که او به آن نیاز دارد بدهید. او ممکن است از شما بخواهد که به یک اتفاق ترسناکی که برای او پیش آمده، بیش از یک بار گوش دهید. ممکن است فرزندتان از شما بخواهد که دلیل آن اتفاق را بارها و بارها برایش توضیح دهید. همه اینها کمک می کنند تا آن حادثه بچهرا کمتر بترساند و در نتیجه به تسلط بر ترسش منتهی شود. تشویق کردن بچه تان به صحبت کردن درباره شرایط ترس آور کمک می کند که حادثه کمتر ترسناک شود و به تسلط او بر ترس می انجامد. ▪ به فرزندتان فشار نیاورید: تلاش برای اینکه بر همه ترس و هراس بزرگ بچه تان به یکباره و مثلا بااستفاده از روش های شوک آور غلبه کنید به ندرت جواب می دهد بلکه به تراکم ترس در او می انجامد. به بچه تان زمان بدهید تا به تدریج بر شرایط ترس آور غلبه کند. اگر او از سگ های بزرگ می ترسد به او اجازه دهید که در ابتدا باسگ کوچک یا سگ معمولی آشنا شود و با آنها رابطه برقرار کند و بعد آرام آرام ترس او بریزد. ▪ به بچه ها دروغ نگویید: دروغ گفتن به بچه ها درباره یک شرایط ترس آور معمولاً ترس بیشتری به دنبال می آورد. گفتن حقیقت و آماده کردن کودک برای شرایط ترس آور می تواند به بچه تان کمک کند تا آن را مدیریت کند. برای مثال، قبلاز اینکه بچه شما برای یک عمل جراحی به بیمارستان برود، او را برای گردش به بیمارستان ببرید، کتاب هایی درباره بیمارستان ها بخوانید و شرایطی را برایش مهیا کنید که با کسانی که به بیمارستان رفته اند، صحبت کند. شما می توانید به او یاد بدهید که چگونه درباره چیزهای ترسناک به شکل عمیق فکر کند و چگونه درباره شرایط جدید نگران باشد یا نگران نباشد. ▪ ترس های خودتان را به فرزندتان انتقال ندهید: بچه ها بی درنگ با ترس ها و شرایط ترس آوری که اطراف آنهاست تطبیق پیدا می کنند. موقعی که یکی از والدین از عنکبوت می ترسد، بچه ها آن را حس می کنند. حتی ترس و بی اعتمادی و سوء ظن به آدم های مختلف می تواند از والدین به بچه واز نسلی به نسلی منتقل شود. روشی که شما در مدیریت ترس هایتان به کار می گیرید، به بچه تانالگویی می دهد تا در مواقع مشابهیکه برای خودش پیش می آید، آن را دنبال کند. ▪ ترس ها را به عنوان واقعیت بپذیرید: روبه رو شدن با اینکه هر بچه می تواند و حق دارد بخندد خیلی از مشکلات را حل می کند، مثلا بگویید »بعضی وقت ها تاریکی می تواند ترس آور باشد آیا تو نور میخواهی؟« به بچه ها اجازه می دهد بفهمند مجازند بترسند و ترس های شان را بیان کنند. ▪ با بچه ها تمرین کنید: اگربچه احساس کند که بعضی کنترل ها روی واکنش هایش مقابل ترس وجود دارد این به او کمک می کند تا برای مقابله با ترس اعتماد به نفس بیشتری داشته باشد. اگر بچهها احساس کنند که مقداری کنترل برواکنش های شان دارند، احساس مهارت و کفایت و اعتماد به نفس به دست می آورند. بپرسید »فکر می کنی اگر یک زنبور اطرافت پرواز می کرد چه کاری می توانستی بکنی؟« به بچه اجازه دهید که به بعضی از راه حل ها اشاره کند و تجربه رویارویی با موقعیت ترس آوررا با پاسخ های مختلف تمرین کند. به بچه ها اجازه دهید تا با ترس های شان از میان بازی نمایشی مواجه شوند. از هنر استفاده کنید تا به بچه ها کمک کنید ترس های شان را بیان کنند. اگر بچه شما می تواند تصویر یک دیو را بکشد، دیو ممکن است برایش کمتر ترسناک شود. ▪ به بچه ها اجازه دهید واکنش دیگران را تماشا کنند: تماشای بچهدیگری که یک بچه مارمولک را در دست گرفته ممکن است بیشتر از هر کلمه ای به بچه شما کمک کند ترسش از خزندگان بریزد. ▪ انتظارتان باید با سن بچه تان تطابق داشته باشد: اگر انتظارات شما با رشد کودک تان و سن او متناسب باشد، بعضی از ترس های او از بین خواهد رفت. مثلا انتظار از یک بچه چهارساله که روی یک چرخ فلک بزرگ سوار شود، ممکن است شرایط ترسناکی برایش به وجود آورد تا یک بچه ۱۰ساله که عاشق این کار است. ▪ راه را به او درست نشان دهید: مهم است که به بچه ها کمک کنیدتا بیاموزند از راه هایی که احترام و شأن و ارزش شان حفظ می شود از عهده ترس های شان برآیند. هنگامی که شما به تدریج به بچه تان کمک کنید تا با ناشناختهها آشنا شود، تجربیاتش در این کار به او اطمینانی را که نیاز دارد تا بر وضعیت ناآشنا تسلط پیدا کند، می دهد. این ترجیح دارد بر اینکه جلوی مواجهه او با شرایط جدید را بگیرید.