اضـطراب و استرس را به شکل طبیعی درمان کنید

پیشگیری و درمان طبیعی در مشکلات روحی و جسمی اولین اقدام و بهترین روش برای سلامتی و درمان انسان به شمار می روند. شاید شما هم از آن دسته افرادی باشید که در مورد مشکلات روحی و جسمی خود بسیار حساس بوده و دوست دارید به صورت طبیعی آنها را درمان و پیشگیری کنید. به همین خاطر اینجا نمونه ای از درمان طبیعی و حتی پیشگیرانه از یک ناراحتی، یعنی "اظطراب" را که بیشتر افراد با آن دست به گریبان هستند، می نویسیم. برای این منظور فرقی نمی کند، اینکه همیشه اضطراب داشته باشید یا به طور موقت دچار این مشکل شده باشید. احتمالا جز آن دسته افرادی هستید که دوست ندارید، دارو مصرف کنید. شاید واقعا هم نیازی به دارو نباشد. درمان های طبیعی و غیردارویی زیادی برای برطرف کردن اضطراب و تشویش وجود دارد. البته برخی از این درمان و تکنیک ها در لحظه پاسخگو هستند در حالیکه برخی دیگر در طول زمان خاصیت درمان گر دارند. ما در اینجا چند روش درمان طبیعی را برای شما یاد اوری می کنیم. نوشیدن چای گیاهی اگر دچار دلشوره و اضطراب هستید، چای بابونه به همراه مقدار کمی سنبل الطیب می تواند باعث آرام شدن شما شود. برخی از مواد تشکیل دهنده بابونه دقیقا همان کاری را با مغز می کنند که داروهای آرام بخش همچون والیوم انجام می دهند. تحقیقات نشان داده است، افراد مضطربی که 8 هفته پشت سر هم چای بانونه مصرف کردند، بسیار بیشتر از بیمارانی که دارو می خوردند، اضطرابشان کاهش پیدا کرده است. افزودن سنبل الطیب )والرین( به چای بابونه خواص آن را افزایش می دهد چرا که این گیاه، خواب آور و حاوی مواد آرامش بخش است و دولت آلمان آن را به عنوان دارویی برای بی خوابی تایید کرده است. ورزش درمان همه درد ها ورزش برای ذهن و جسم بسیار مفید است. با انجام تمرین های ورزشی می توانید اضطراب خود را در لحظه از بین ببرید. اگر بر اساس یک برنامه مشخص و منظم ورزش کنید، اعتماد به نفستان افزایش می یابد و احساس سلامت بیشتری می کنید. از جمله دلایل اضطراب، بیماری و چاقی است که در اثر ورزش کردن هر دو آنها از بین می روند. تنها 21 دقیقه وقت صرف کنید 21 دقیقه: این زمان نشان می دهد، چقدر ورزش کمک می کند تا اضطراب خود را کاهش دهید. هنگامی که واقعا مضطرب هستید به مدت 21 دقیق روی تردمیل بدوید. پس از آن آرامش خود را به دست خواهید آوردید. برای پیشگیری نیز بهتر است روزانه 20 تا 30 دقیقه ورزش هایی انجام دهید که تپش قلب شما را افزایش دهند. مانند دویدن روی تردمیل، دویدن در فضای باز، بالا رفتن از پله ها یا ... اگر اهل ورزش نیستید، حداقل روزانه مسافتی را با سرعت بالا پیاده روی کنید. تمرکز بر روی تنفس و سوال پرسیدن برای هوشیاری کامل هنگام تنفس، از خود سوال های ساده ای بپرسید. در یک جای آرام بنشینید، چشمان خود را ببندید و به نحوه تنفس خود یعنی دم و باز خود توجه کنید. همزمان با آن از خود سوال های ساده ای بپرسید. مثلا، دمای هوایی که وارد بدن شما می شود چقدر است؟ وقتی نفستان خارج می شود چه تغییری در بدن شما ایجاد می شود؟ وقتی هوا وارد ریه های شما می شود چه حسی دارید؟ استشمام گیاه اسطوقدوس این گیاه بسیار آرامبخش است. اسطوقدوس از نظر روانی باعث آرامش بسیار و همچنین باز شدن مجرای تنفسی می شود. یک تحقیق یونانی ثابت کرده است؛ بیمارانی که در انتظار نوبت خود در مطب و یا بیمارستان هستند با استشمام، رایحه اسطوقدوس راحت تر این زمان را تحمل می کنند. برخی از دانشجویان نیز اعلام کرده اند که رایحه اسطوقدوس در طول امتحان به آنها آرامش می دهد. در یک تحقق آلمانی، قرص های اسطوقدوس، باعث کاهش نشانه های اضطراب مشده است. حتی بسیار موثرتر از لورازپام و دیگر والیوم ها است. تنفس با بینی نفس خود را بگیرید و رها کنید. البته لازم نیست این کار را تا حدی که کبود شوید، ادامه دهید. فقط کافی است همچون تمرین های یوگا با تنفس های عمیق روح خود را آرام کنید. یکی از بهترین تنفس ها، تنفس از سمت راست و چپ سوراخ بینی است. برای این منظور به طور کامل یک طرف بینی، راست یا چپ فرقی نمی کند، گرفته و از سمت دیگر بینی یعنی سوراخ باز چند بار تنفس کنید. بعد از چند بار تکرار تمرین را با سمت دیگر بینی تکرار کنید. این تمرین بسیار عالی است، امتحان کنید. سریع یک میان وعده کوچک بخورید برخی از مواقع مردم در نتیجه گرسنگی مضطرب و عصبی می شوند. بنابراین، هنگامی که دچار اضطراب شدید یعنی قند خون شما کاهش پیدا کرده است و بهترین کار خوردن یک میان وعده سبک همچون گردو یا یک تکه شکلات تلخ به همراه یک لیون آب یا چای گرم است. رژیم غذایی مناسب در طولانی مدت موجب کاهش استرس می شود. سعی کنید از گیاهان همچون کلم، غذاهای دریایی و گوشت در وعده های غذایی خود استفاده کنید. این نوع مواد اسید فولیک و فیتونوترین دارند که به کاهش اضطراب، کمک شایانی می کنند. حتما صبحانه میل کنید هیچ عذری برای نخوردن صبحانه پذیرفته نیست. دست از گرسنگی دادن خود بردارید! برای خوردن صبحانه تنبلی هم نکنید. می دانید، بیشتر افرادی که دچار تشویش و استرس فراوان هستند، صبحانه نمی خورند. توصیه ضروری این است که حتما چیزی همچون تخم مرغ که سرشار از پروتئین و کولین است، میل کنید. کمبود کولین باعث افزایش اضطراب بیهوده در انسان می شود. موادی که دارای امگا 3 هستند، مصرف کنید شما می دانید که روغن ماهی برای قلب مفید است و از افسردگی نیز جلوگیری می کند. این را هم بدانید که امگا 3 موجب کاهش اضطراب نیز می شود. در تحقیقاتی ثابت شده است، دانش آموزانی که 2.5 میلی گرم در روز از ترکیب اسیدهای چرب امگا 3 به مدت 12 هفته استفاده کرده اند، اضطراب کمتری از دانش آموزانی دارند که قرص آرام بخش می خورند.

كوتاه ترين راه براي موفقيت

بهترین و کوتاه ترین راه موفقیت در زندگی . کوتاه ترین راه رسیدن به ثروت آن است که قابلیت هایت را بشناسی و برآنها تکیه کنی. کوتاه ترین راه برای جلوگیری از شکست احتمالی ، مشورت با کسانی است که قبلاً آن راه را رفته اند. کوتاه ترین راه برای داشتن روانی سالم ، در نظر گرفتن زمانی برای خنده و شادی در هر روز است. کوتاه ترین راه بری اینکه نخواهی چیزی را به خاطربسپاری، نگفتن دروغ است. کوتاه ترین راه برای رسیدن به آرزوها ، واقع بین بودن است… کوتاه ترین راه برای غیبتنکردن آن است که عیوب خود را مثل عیب دیگران ، ببینی . کوتاه ترین راه برای داشتن جسمی سالم ، اعتدال در خوردن است ، نه زیاد و نه کم. کوتاه ترین راه برای یافتن یک دوست ، توجه به علایق طرف مقابلاست. کوتاه ترین راه مبارزه با ترس ، روبه رو شدن با آن ترس است. کوتاه ترین راه عشق ورزیدن ، نگاهی است خالص و بی ریا توام با عشق. کوتاه ترین راه برای رهایی ازافسردگی، فکر کردن به چیزهای خوب است. کوتاه ترین راه برای رسیدن به ثبات ، آن است که بر آن چه ایمان داری پافشاری کنی ، حتی اگر یک لشکر مخالف داشته باشی. کوتاه ترین راه برای رسیدن به تکامل ، انتقاد پذیریی است. کوتاه ترین راه برای دروغ نگفتن ، شجاع بودن است. کوتاه ترین راه برای آینده نگری ، قناعت است. کوتاه ترین راه برای حسرت نخوردن، آن است که همیشه در حال زندگی کنی. کوتاه ترین راه برای حل یک مساله ، فهمیدن درست صورت مساله است. کوتاه ترین راه برای رسیدن به آرامش ، آن است که کمتر به چیزهایی که نداری فکر کنی. کوتاه ترین راه برای اثبات دوستی اتبه یک دوست ، آن است که شنوده خوبی باشی. کوتاه ترین راه برای فاش نساختن راز دیگران آن است که هرگز به رازشان گوش ندهی. کوتاه ترین راه برای تحقیر نکردن دیگران این است که فقط چند لحظه خودت را جای آنها قرار دهی. کوتاه ترین راه برای رسیدن به قدرت واقعی ، تقویت هر چه بیشتر منطق است. کوتاه ترین راه مقابله با دشمنان آناست که هرگز خونسردی ات را از دست ندهی. کوتاه ترین راه غلبه برمشکلات، کوچک و ناچیز شمردن آنها است. کوتاه ترین راه برایدانستنیک ارتباط سالم ، داشتن فکر و اندیشه سالم و قلب پاک است

فوايد خنده رو بودن

خودتون رو محروم نکنید از اینها: -خنده فشار خون را کم می کند. - خنده باعث طولانی شدن عمر می شود. - خنده سن افراد را کمتر نشان می دهد. - خنده تعادل هورمونی ایجاد می کند. - خنده باعث افزایش هورمون کورتیزول شده، ایمنی بدن را در برابر بیماریها زیاد می کند. - خنده هورمون سوروتونین را افزایشداده و باعث احساس سرخوشی در انسان می شود. - خنده تعداد ضربان قلب را تنظیم می کند. - خنده باعث شفاف شدن پوست صورت می شود. - خنده قدرت یادگیری را افزایش می دهد. - خنده از بیماریهای زخم معده و اثنی عشر جلوگیری می کند. - خنده در پیشگیری از سکتۀ قلبی و سکتۀ مغزی بسیار مؤثر است. - خنده چروک صورت را ازبین می برد. - خنده باعث افزایش اندرفین مغز می شود و باعث احساس سرخوشی و شادی می شود. - خنده باعث رفع خستگی می شود. - خنده بهترین دارو برای درمان افسردگی است. - خنده با بازدم انجام می شود و این کار باعث خارج شدن 2 coاز خون می شود و احساس مطلوبی ایجاد می کند. - خنده نوعی تخلیۀ روانی بوده و تنشها و احساسات سرکوب شده را رها می سازد. - خنده باعث ایجاد رابطه اجتماعی محکم با سایرین میشود.پس دوستی هاتون رو محکم کنید. - با خندیدن خود را محبوب خلق نمایید. - آدم خنده رو همیشه و همه وقت و همه جا با اقبال مردم روبروست. پس به قول شاعر : بخند به روی دنیا دنیا به روت بخنده .......

استرس و عوارض آن  روي بدن

روانشناسی- مشاوره. استرس و عوارض ان روی بدن و مدیریت و درمان ان سلامت احساسیتان را بهبود بخشی مهم نیست چقدر از نظر احساسی قوی باشید، خیلی اوقات پیش می آیدکه در دام افسردگی گرفتار می شوید.ضربه ها و آسیب های روحی و احساسی برای همه ما اتفاق می افتد—چه به خاطر از به هم خوردن رابطه تان باشد، چه به خاطر از دست دادن کارتان یا مرگ یکی از عزیزان. این واقعیت که احساس ناراحتی خواهید کرد کاملاً بدیهی و مشخص است. خیلی از آدم ها از غم و اندوه بیش از حد از پا درآمده اند، مدام یاد ناراحتی ها و تجربیات تلخ گذشته خود می افتند و ایمانشان را بهدنیا از دست داده اند. بهبودی روندی بسیار کند است، اما بعضی کارها به تسریع این روند کمک کرده و باعث می شود سریعتر به وضعیت عادی زندگی خود برگردید. در زیر به نکاتی اشاره می کنیم که به شما کمک می کند با تغییر رفتارتان سلامتی احساسیتان را سریعتر به دست آورید. سلامت جسمیتان را حفظ کنید اولین اشتباهی که افراد بعد از یک ضربه روحی و احساسی مرتکب می شوند، این است که اجازه می دهند فروپاشی ذهنیشان، فروپاشی جسمی را نیز به وجود آورد. خوی است این ضرب المثل را همیشه به یاد داشته باشید که عقل سالم در بدن سالم است. تغذیه سالم به حفظ تعادل جسمیتان کمک میکند تادیگر از نظر جسمی احساس سنگینیو کسالت نکنید-حتی اگر از نظر ذهنی همچنین احساسی داشته باشید. چون استرس و فشارهای روحی-روانیعلاوه بر ذهنتان بر جسمتان نیز فشار می آورد، بدنتان می تواند از هر کمکی برای مقابله با این ضربه های روحی استفاده کند. علاوه بر این، هرچه بیشتر ورزش کنید، احساس بهتری خواهید داشت و وضعیت ظاهریتان هم بهتر خواهد بود. تاثیر ورزش در دراز-مدت ظاهر خواهد شد، پس اگر در حال حاضر ورزش به نظرتان کاری پرزحمت و دشوار آمد، مطمئن باشید که در آینده فواید زیادی عایدتان خواهد کرد. قرار دادن ورزش جزء یکی از برنامه های روزانه به شما کمک می کند برنامه زندگیتان منظم تر شده و شب ها راحت تر بخوابید. خوب بخوابید بدون خواب کافی، قدرت تمرکز انسان از بین می رود و درمواقعی که فرد می خواهد از یک ضربه روحی بهبودی حاصل کند، برای او بسیار مضر خواهد بود. اگر به خاطر کابوس ها یا سایر مشکلات ناشی از ضربه روحیتان، در خوابیدن مشکل پیدا کرده اید، یک مشاور یا پزشک می تواند به شما کمک کند. درغیر اینصورت، با رفتن به رختخواب سر یک ساعت مشخص در شب و بیدار شدن در یک ساعت مشخص بدنتان را آرامتر کنید. افرادیکه مشکلات و ناراحتی های احساسی را تجربه می کنند، معمولاً نیازهای جسمیشان را فراموش می کنند اما اگر تعادل فیزیکیتان را حفظ کنید، راحت تر و سریعتر می توانید از ضربه روحیتان بهبودی حاصل کنید. با داشتن ساعات مشخص و منظم خواب در شب، مطمئن خواهید شد که در طول روزکاملاً هوشیار هستید و میتوانید با اطرافیانتان ارتباط برقرار کنید. به طور کلی، ذهنی که خوب استراحت کرده باشد به شما کمک می کند بر احساساتتان غلبه کنید و سریعتر بتوانید از مشکلاتتان بگذرید. حواس خود را به چیز دیگری معطوف کنید یک سرگرمی جدید برای خود پیدا کنید—مثلاً یک ورزش، کتابخانه یا یک کلاس آموزشی. این به شما کمک می کند به دو طریق روند بهبودی خود را تسریع کنید: اول اینکه به شما کمک می کند در زمانیکه ذهنتان در کشمکش برای بهبودی است، زمانتان را با قاعده و نظم بیشتری سپری کنید. پرت کردن توجه احساستان به شما زمان می دهد بفهمید چه اتفاقی برایتان افتاده، ضمن اینکه به فعالیت ها و مسائل دیگری هم باید فکر کنید. و دوم اینکه با اینکار فصلی جدید در زندگیتان را آغاز خواهیدکرد. این کار به شما کمک می کند از لحاظ ذهنی خودتان را از مشکلات احساستان جدا کرده و به آینده نظر داشته باشید. سرگرمی ها و فعالیتهای جدید همچنین به شما کمک می کند با افراد تازه هم آشنا شوید. برای ساعت های روزتان برنامه ریزی کنید درست است که نمی توانید هیچ تاریخ مشخصی را تعیین کنید و بگویید که از آن زمان به بعد بهبود خواهید یافت، اما یک نقطه شروع به خودتان می دهید که به حال خود غم و غصه بخورید. بعد از آن زمان باید به خودتان بگویید که دیگر غصه خودن صلاح نیست و هیج دردی را دوا نمی کند، اما باز هم بایدمشغله های احساسی دیگری داشته باشید. اینکار باعث می شود از اینکه وقت و عمرتان را صرف غصه خوردن به حال و روزتان می کنید، افسوس بخورید. بدترین کاری که میتوانید انجام دهید این است که در اول کار وانمود کنید که مشکلی برایتان اتفاق نیفتاده است—اگر اینکار را کنید، ناراحتی و ضربه روحیتان بعدهابه شکلها و فرم های دیگر ظاهر شده و مشکلات بزرگتری را برایتانبه وجود می آورد. درعوض باید زمان لازم را برای غصه خوردن به خودتانبدهید. از طرف دیگر، خیلی افراد آنقدر درگیر این ناراحتی های خود هستند که زندگیعادی خود را فراموش می کنند. اگر همه ساعت های روزتان را صرف غصه خوردن بگذرانید، مطمئن باشید از زندگی کردن می مانید، و بهاین طریق همه دوستانتان را هم از دست می دهید. به همین دلیل باید برای ساعات روزتان برنامه ریزی کنید. به کسی تکیه کنید در اینگونه مواقع نباید حصاری دور خودتان بکشید و فقط و فقط با خودتان حرف بزنید. درعوض ازدیگران کمک بگیرید. با دوستان نزدیک و اعضای خانواده تان دردودل کنید. ممکن است در اینگونه مواقع بخواهید به حال خودتان باشید، بعضی اوقات اشکالی ندارد. اما اگر بخواهید همه درها را به روی خود ببندید و با هیچکس ارتباط نداشته باشید، بیشتر در افسردگی و ناراحتی خود غرق می شوید و دست کسانی که برای کمک به سمتتان آمده اندرا هم کنار می زنید. درعوض باید ازاین کمک ها استفاده کنید تا دوباره به زندگی عادی خود برگردید و بر غم و غصه هایتان غلبهکنید. ناراحتی ها را دور بریزید اگر با دیدی تازه به همه چیز نگاه کنید، به بهبودی شما کمک می کند. سعی کنید به تاثیرات مثبت اتفاقی که برایتان افتاده یا تاثیرات مثبتی که درنتیجه آن عایدتان می شود فکر کنید.

راههاي كنترل خشم

خشم خود را کنترل کنیم خشم پلی است بین هر دو نوع پرخاشگری فیزیکی و کلامی و خصومت ، از این رو اگر بخواهیم پرخاشگری و خصومت را کم کنیم، باید یاد بگیریم که چگونه خشم خود را کنترل کنیم. مطالب زیادی در باره ی نحوه ی کنار آمدن با اضطراب و افسردگی نوشته شده است. اما در باره ی کنار آمدن با خشم مطالب کمی نوشته شدهاست، زیرا ما غالباً خشم را چیزی می دانیم که قادر به کنترل آن نیستیم یا نباید آن را کنترل کنیم. خشم اگر به درستی مهار نشود ممکن است تبدیل به هیجان بسیار مخربی شود. اگر خشم به درون فردرخنه کند ممکن است به مشکلات فیزیکی مانند تنش مفرط منجر شود. از طرف دیگر ، اگر بروز داده شود ، غالباً کار را بدتر می کند ، شواهد کمی وجود دارد دال بر این که بروز دادن خشم روش خوبی برایکم توان کردن انرژی آن است. بسیاری از افرادی که خشم خود را بروز می دهند ، از دست دادن کنترل وشرمساری را تجربه می کنند. اگر بخواهیم پرخاشگری و خصومترا کم کنیم، باید یاد بگیریم که چگونه خشم خود را کنترل کنیم. حالا برای کنترل خشم چند پیشنهاد ارائه می شود: 1- به دنبال توضیح دیگری بگردید. وقتی که کسی از ما انتقاد می کند یا به گونه ای عمل می کند که به هنجارها یا انتظارات ما بی حرمتی می شود ، این امکان وجود دارد که حواسش پرت باشد یا دچار فشار عصبی روحی باشد. یک روز که رانندگی می کردم، ماشینی از چراغ قرمز عبور کرد و مرا مجبور ساخت که با کوبیدن پایم روی پدال فوری ترمز کنم. در این تصادف جلو ماشین من آسیب دید. مایه تعجب نیست که من خشمگین شوم. اما وقتی راننده عذرخواهی کرد و توضیح داد که تازه از بیماری سرطان همسرش اطلاع پیدا کرده ، خشم منسریعا فروکش کرد. 2- حواس خود را به چیز دیگر معطوفکنید. یکی از بهترین راه ها برای کاهش خشم اشتغال به برخی فعالیت ها ی جذاب است. برخی از افراد کارهای ورزشی انجام می دهند ، برخی دیگر مطالعه می کنند یا تلویزیون تماشامی کنند و برخی به سرگرمی های مورد علاقه ی خود می پردازند. 3- شوخی و مزاح کنید. شوخی طریقی است برای بازسازی موقعیتی برای یافتن ناهمخوانی یا امر محال در آن. شوخی کردن خشم را کاهش می دهد ، زیرا شوخی با خشم مغایرت دارد. یاد گرفتن اینکه به واکنش های مانبخندیم نه تنها به ما کمک می کند که خشم خود را کاهش دهیم. بلکه به ما کمک می کند با دیگران ارتباط بر قرار کنیم و نشان دهیم که نسبت به نامناسب بودنواکنش های مان آگاهیم. هرگاه به آنچه موجب خشم شما می شود پی ببرید، می توانید برایکنار آمدن با چنین موقعیت هایی برنامه ریزی کنید. 4- ببینید چه چیز خشم شما را برمی انگیزاند. خاطرات مربوط به خشم خود را یاد داشت کنید ، به این وسیله می توانیدبفهمید که چه موقعیت هایی شما راخشمگین می کند. برای مثال، انتقاد موجب خشمگین شدن برخی از افراد می شود. و رفتار های خاصی عده دیگری از افراد را خشمگین می کند. هرگاه به آنچه موجب خشم شما می شود پی ببرید، می توانید برای کنار آمدن باچنین موقعیت هایی برنامه ریزی کنید. 5- با خودتان گفت وگو کنید. بسیاری از مردم با خودشان گفت وگومی کنند. گفت وگو با خود موجب کاهش خشم در بعضی از افراد می شود ، ولی در برخی دیگر از افراد موجب افزایش یا پایداری خشم می شود. بعداز طلاق، زوجین ممکن است سال ها نسبت به یکدیگر خشمگین باشند. آنها ممکن است بر سر هر چیزی دعوا داشته باشند ، مثلاً یکی از طرفین رفتاری داشته و طرف دیگر هنوز به دنبال این است که از او عذرخواهی شود زیرا استحقاق آن را دارد. 6- بپذیرد که زندگی همیشه منصفانه نیست. تا وقتی که نپذیریم جهان بی عیب و نقص نیست ، نسبت به همه چیز و همه کس خشمگین می شویم. با برخورد بی ادبانه ای روبه رو شده ایم، به یک میهمانی دعوت نشده ایم یا لاستیک ماشین مان صاف است. اینکه خشمگین بشویم یا نشویم می تواند یک تصمیم باشدکه می توانیم آن را آگاهانه یا ناآگاهانه یاد بگیریم، ما می توانیم به اینکه گاهی جهان غیرمنصفانه است ، خو بگیریم. بیشتر ما علاقه به سازش نداریم ، اما وقتی یاد بگیریم که سازش بهتر از خشم طولانی مدت است،

روانشناسی-و مشاوره
روش های درمان دروغگویی

تقریبا همه دروغ می گویند، اما دروغ داریم تا دروغ. جان هالند راست می گوید دروغ داریم تا دروغ: دروغ شاخ دار، دروغ مصلحت آمیز، دروغ کودکانه و... اما دروغ های بی خطر یا کم خطری هم هست که همة ما درزندگی روزمره مان زیاد گفته یا شنیده ایم. در زمانه ای که می شود به کمک انواع روش های ارتباطی، یاد بگیریم که صادق باشیم و با یکدیگر با احترام رفتار کنیم، چرا به دروغ گویی عادت کرده ایم و چگونه می توانیم از شر این عادت مزاحم، خلاص شویم؟ روان شناسان به این پرسش ها، پاسخ های علمی و دقیقیمی دهند. ۱ دروغ گوهای مرضی فرایند دروغ گویی از سن 4 تا 5 سالگی آغاز می شود، یعنی همان زمانی که کودک، نسبت به استفاده از زبان، آگاهی پیدا می کند. البته دروغ کودکان، معمولا بی ضرر و صرفا به قصد رهایی از مخمصه یا رسیدن به آن چیزی است که دوست دارند داشته باشند. اما در میان بزرگسالان، اگر دروغ های مصلحتی را کنار بگذاریم، به اشخاصی برمیخوریم که خیلی زیاد و در مسائل کوچک و بزرگ، دروغ می گویند. روان شناسان به این افراد می گویند: دروغ گوهای مرضی. دروغ گوهای مرضی، دروغ می گویند تا در خیال خودشان از حریمشان محافظت کنند، دوست داشتنی و موجه به نظر برسند، به منافع مادی یا اجتماعی بیشتری دست پیدا کنند و یااین که از مجازات فرار کنند. البته در بیشتر مواقع، آن هایی که از چنین افرادی دروغ می شنوند، خودشان تا درجاتی متوجه اند که فرد مقابل شاندارد دروغ می گوید و چه بسا که دلشان هم برای آن فرد بسوزد که چرا چنین ذهن بیماری دارد. دستة دیگری از دروغ گوها هستند که حساب شده، عامدانه و برای کسب منافع شخصی، دروغ می گویند و این کار را هم زیاد و به صورت حرفه ای انجام می دهند. روان شناسان، این افراد را جزو شخصیت های ضداجتماعیطبقه بندی می کنند. این گروه معمولا زیاد سر و کارشان به پلیس، دادگاه و زندان می افتد. دروغ گویی معمولا با گذشت زمان، بدتر و بدتر می شود. چرا که اصل بر ایناست که وقتی آدم یک دروغ می گوید، بعدها ناچار می شود که برای رفع و رجوع آن دروغ، دروغ های بیشتری بگوید. ۲ تمرین حقیقت چرا؟ اصلا چرا دروغ می گوییم؟ روان شناسان، برخی از مهم ترین دلایلی را که باعث می شود دروغ بگوییم، این گونه فهرست می کنند: می خواهیم از درگیری پرهیز کنیم. نمی خواهیم باعث خشم یا صدمة کسی بشویم. نمی خواهیم احساسات کسی را جریحه دار کنیم. می خواهیم کسی را تخریب یا روحیه اش را تضعیف کنیم. می خواهیم احترام و تحسین دیگران را جلب کنیم. دوست داریم به قدرت بیشتری برسیم. نمی خواهیم با حقیقت تلخی دربارة خودمان مواجه شویم. دوست نداریم به اشتباهات مان اعتراف کنیم. می خواهیم فعلا روی قضیه ای را بپوشانیم، به این امید که شاید بعدا اوضاع، بهتر شود. جالب این که خیلی از مواقع، ممکن است نیت شخص دروغ گو هم خیرخواهانه باشد، هر چند که دروغ گویی در اکثر مواقع، ریشه در خود شخص و خودخواهی شخص دروغ گو دارد. اما سؤال مهم تر، این است که آیا می توانیم با یادگیری و تمرین مهارت های ویژه ای، خودمان را مقید کنیم که همیشه و تحت هر شرایطی، حقیقت را بگوییم و از دروغگویی خودداری کنیم؟ پاسخ روان شناسان، این است که بله، این کار در بیشتر مواقع امکان پذیر است، اما به تمرین و ممارست نیاز دارد. باید یاد بگیریم الگوهای فرار از حقیقت را که در ذهنمان شکل گرفته، کم کم از بین ببریم تا بتوانیم نوعی رابطة سالم و احترام آمیز را با مخاطبان مان سر و شکلبدهیم. 3 تغییر ذهنیت با فرض این که شخص دروغ گو از نظر روانی دچار مشکل حادی نیست، روان شناسان می گویند که دروغ گوبه خاطر فقدان مهارت، دست به نوعی انتخاب اشتباه می زند و از بین راست و دروغ، دروغ را انتخاب می کند تا به زعم خودش، شرایط را به نحو مؤثری مدیریت کرده باشد. دروغ گویی های بی خطر یا کم خطر نیز در بیشتر موارد، صرفا ریشه در یک تنبلی ذهنی دارد و به شکل یک عادت غلط در روح و روان شخص دروغ گو رسوخ می کند. روان شناسان اعتقاد دارند برای کسیکه به دروغ گویی عادت کرده، بهتراین است که اول از همه، ذهنیت)mindset( خودش را تغییر بدهد تا بتواند راست گویی مهارتی )skillful honesty( را بیاموزد و به کار ببندد. ۴ تصمیم عجولانه، ممنوع چه چیزی باعث می شود ما به این فکر بیفتیم که دروغ گفتن، بهترین راه حل در وضعیت موجود است؟ چه ترسی در پشت این انتخاب اشتباه، پنهان شده است؟ ترس از این که اشتباه کرده باشیم؟ ترس از این کهدیگران از ما خوششان نیاید؟ ترس ازاین که قادر نباشیم حقیقت را در قالبی محترمانه، قابل پذیرش و قابل تحمل عرضه کنیم؟ چرا فکر می کنیم که دروغ در شرایط خاصی می تواند نتیجة خوبی به همراه داشته باشد؟ و... سؤالات بالا را به دقت بررسی کنید و دربارة پاسخ هایتان عادلانه قضاوتکنید. وقتی انگیزه های دروغ گویی تان معلوم شد، بهتر می توانید خودتان را مجهز کنید تا اگر دوباره سر و کلة میل به دروغ گویی پیدا شد، آن را از سر راه بردارید. اما قبل از این که بخواهید کاری بکنید یا عکس العملی از خودتان نشان بدهید، تمام گزینه های احتمالی را بررسی کنید. دروغ گویی در خیلی از موارد، نتیجة تصمیم گیریهای عجولانه و عاری از تدبیر است. وقتی متوجه شدید که دارید دروغ سر هم می کنید، مکث کوتاهی بکنید و از مخاطب خودتان اجازه بخواهید تا بار دیگر، سؤال او و شرایط و موضوع مورد بحث را بررسی کنید. شاید زمان، این اجازه را به تان بدهد که سر و سامانی به افکار تان ببخشید. در همین زمان می توانید در کنار بررسی مسأله، نیت وانگیزة خود تان را نیز ارزیابی کنید.ذهنتان را متوجه شخص یا جملةقصاری کنید که شما را به راست گویی دعوت می کند. چه بهتر که پیشاپیش، مجموعه ای از این نوع جملات سودمند و پرمغز فراهم کرده باشید یا پیشاپیش، فهرستی از کسانی را که دوستشان دارید و مورد احترام تان هستند، گردآورده باشید. صادقانه از خودتان بپرسید که در شرایط کاملا واقع بینانه، اگرراستش را بگوییم، بدترین اتفاقی که ممکن است بیفتد، چیست

روانشناسي ومشاوره .روشهاي برطرف كردن ترس از كودكان

کمک به کودکان برای مقابله با ترسهایشان به ترس آنها نخندید: مسخره کردن پاسخ معمول بزرگترها است که به ترس بچه ها می دهند. اما خندیدن به ترس بچه ها، ترس آنهارا کاهش نمی دهد و فقط اطمینانخاطر او را از بین می برد. جملاتی مانند »مثل بچه های نازک نارنجی نباش که از تاریکی می ترسند« فقط بچه ها را شرمنده می کند و آنها را در مورد احساس شان به شک می اندازد. بچه ها )و حتی بزرگسالان( وقتی احساس می کنند مورد تمسخر قرار می گیرند به زودی سهیم کردن دیگران در احساسات و تجربیات ناخوشایندشان راکنار می گذارند. ▪ ترس را نادیده نگیرید: با گفتن این حرف به فرزندتان که »این چیزهابه تو صدمه نمی زنند« این احساس را در او به وجود می آورید کهاو خودش به تنهایی باید با ترسش روبه رو شود. بچه ها ممکن است ترس را در خود خفه کنندو برای مواجهه با آن با خود به نتیجه نرسند، مگر اینکه درباره آن صحبت کنند. به بچه تان اطمینان خاطری که او به آن نیاز دارد بدهید. او ممکن است از شما بخواهد که به یک اتفاق ترسناکی که برای او پیش آمده، بیش از یک بار گوش دهید. ممکن است فرزندتان از شما بخواهد که دلیل آن اتفاق را بارها و بارها برایش توضیح دهید. همه اینها کمک می کنند تا آن حادثه بچهرا کمتر بترساند و در نتیجه به تسلط بر ترسش منتهی شود. تشویق کردن بچه تان به صحبت کردن درباره شرایط ترس آور کمک می کند که حادثه کمتر ترسناک شود و به تسلط او بر ترس می انجامد. ▪ به فرزندتان فشار نیاورید: تلاش برای اینکه بر همه ترس و هراس بزرگ بچه تان به یکباره و مثلا بااستفاده از روش های شوک آور غلبه کنید به ندرت جواب می دهد بلکه به تراکم ترس در او می انجامد. به بچه تان زمان بدهید تا به تدریج بر شرایط ترس آور غلبه کند. اگر او از سگ های بزرگ می ترسد به او اجازه دهید که در ابتدا باسگ کوچک یا سگ معمولی آشنا شود و با آنها رابطه برقرار کند و بعد آرام آرام ترس او بریزد. ▪ به بچه ها دروغ نگویید: دروغ گفتن به بچه ها درباره یک شرایط ترس آور معمولاً ترس بیشتری به دنبال می آورد. گفتن حقیقت و آماده کردن کودک برای شرایط ترس آور می تواند به بچه تان کمک کند تا آن را مدیریت کند. برای مثال، قبلاز اینکه بچه شما برای یک عمل جراحی به بیمارستان برود، او را برای گردش به بیمارستان ببرید، کتاب هایی درباره بیمارستان ها بخوانید و شرایطی را برایش مهیا کنید که با کسانی که به بیمارستان رفته اند، صحبت کند. شما می توانید به او یاد بدهید که چگونه درباره چیزهای ترسناک به شکل عمیق فکر کند و چگونه درباره شرایط جدید نگران باشد یا نگران نباشد. ▪ ترس های خودتان را به فرزندتان انتقال ندهید: بچه ها بی درنگ با ترس ها و شرایط ترس آوری که اطراف آنهاست تطبیق پیدا می کنند. موقعی که یکی از والدین از عنکبوت می ترسد، بچه ها آن را حس می کنند. حتی ترس و بی اعتمادی و سوء ظن به آدم های مختلف می تواند از والدین به بچه واز نسلی به نسلی منتقل شود. روشی که شما در مدیریت ترس هایتان به کار می گیرید، به بچه تانالگویی می دهد تا در مواقع مشابهیکه برای خودش پیش می آید، آن را دنبال کند. ▪ ترس ها را به عنوان واقعیت بپذیرید: روبه رو شدن با اینکه هر بچه می تواند و حق دارد بخندد خیلی از مشکلات را حل می کند، مثلا بگویید »بعضی وقت ها تاریکی می تواند ترس آور باشد آیا تو نور میخواهی؟« به بچه ها اجازه می دهد بفهمند مجازند بترسند و ترس های شان را بیان کنند. ▪ با بچه ها تمرین کنید: اگربچه احساس کند که بعضی کنترل ها روی واکنش هایش مقابل ترس وجود دارد این به او کمک می کند تا برای مقابله با ترس اعتماد به نفس بیشتری داشته باشد. اگر بچهها احساس کنند که مقداری کنترل برواکنش های شان دارند، احساس مهارت و کفایت و اعتماد به نفس به دست می آورند. بپرسید »فکر می کنی اگر یک زنبور اطرافت پرواز می کرد چه کاری می توانستی بکنی؟« به بچه اجازه دهید که به بعضی از راه حل ها اشاره کند و تجربه رویارویی با موقعیت ترس آوررا با پاسخ های مختلف تمرین کند. به بچه ها اجازه دهید تا با ترس های شان از میان بازی نمایشی مواجه شوند. از هنر استفاده کنید تا به بچه ها کمک کنید ترس های شان را بیان کنند. اگر بچه شما می تواند تصویر یک دیو را بکشد، دیو ممکن است برایش کمتر ترسناک شود. ▪ به بچه ها اجازه دهید واکنش دیگران را تماشا کنند: تماشای بچهدیگری که یک بچه مارمولک را در دست گرفته ممکن است بیشتر از هر کلمه ای به بچه شما کمک کند ترسش از خزندگان بریزد. ▪ انتظارتان باید با سن بچه تان تطابق داشته باشد: اگر انتظارات شما با رشد کودک تان و سن او متناسب باشد، بعضی از ترس های او از بین خواهد رفت. مثلا انتظار از یک بچه چهارساله که روی یک چرخ فلک بزرگ سوار شود، ممکن است شرایط ترسناکی برایش به وجود آورد تا یک بچه ۱۰ساله که عاشق این کار است. ▪ راه را به او درست نشان دهید: مهم است که به بچه ها کمک کنیدتا بیاموزند از راه هایی که احترام و شأن و ارزش شان حفظ می شود از عهده ترس های شان برآیند. هنگامی که شما به تدریج به بچه تان کمک کنید تا با ناشناختهها آشنا شود، تجربیاتش در این کار به او اطمینانی را که نیاز دارد تا بر وضعیت ناآشنا تسلط پیدا کند، می دهد. این ترجیح دارد بر اینکه جلوی مواجهه او با شرایط جدید را بگیرید.